فارسی آلمانی درس 55 واژگان

آلمانی :: درس 55. در اطراف شهر: حمل و نقل

loading

واژگان :: آلمانی فارسی

Verkehrsmittel (das)
حمل و نقل
Ich brauche ein Taxi
من نیاز به یک تاکسی دارم
Ich muss ins Hyatt-Hotel
من باید به هتل هایت بروم
Wie teuer ist der Fahrpreis?
کرایه چقدر است؟
Verkehr (der)
ترافیک
Hubschrauber (der)
هلی کوپتر
Flugzeug (das)
هواپیما
Zug (der)
قطار
U-Bahn-Station (die)
ایستگاه مترو
Schiff (das)
قایق
Fahrrad (das)
دوچرخه
Lastwagen (der)
کامیون
Auto (das)
اتومبیل
Bus (der)
اتوبوس
Parkhaus (das)
گاراژ پارکینگ
Parkuhr (die)
پارکومتر